تبليغاتX
آخرین دوران رنج
آخرین دوران رنج
قل اِنّما الغیبُ لِله،فانتظِروا اِنی معکم مِن المنتظِرین
صفحه نخست
ایمیل مدیر
آخرین دوران رنج

بسم الله الرحمن الرحیم
.

جاده را می خواهم برای رفتن ...

.
هم از سکوت گریزان،هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا بیزار

زمین از آمدن برف تازه خشنود است
من از شلوغی بسیار رد پا بیزار

قدم زدم !ریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم !ریه هایم شد از هوا بیزار

اگر چه می گذریم از کنار هم آرام
شما ز من متنفر ، من از شما بیزار

به مسجد آمد و نا امید برگشتم
دل از مشاهده ی تلخی ریا بیزار

صدای قاری و گلدسته های پژمرده
اذان مرده و دل های از خدا بیزار

به خانه ام بروم؟! خانه از سکوت پر است
سکوت می کند از زندگی مرا بیزار

تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست !
از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار

فاضل نظری ....گریه های امپراطور

پ .ن
این مطلب جالب را در مورد مهمان نوازی اصفهانی ها بخوانید .(با لهجه خوانده شود!)

 

نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه 2 مرداد1387
لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
.
ماه رجب هر سال برایم یاداور صبح گاهان خنک و مدهوش کننده ی حریم امن امام رضا (ع) است
وقتی برای نماز صبح در صف های منظم نشسته باشی واز گلدسته ها نوای مناجات بلند باشد .
بعد از نماز هم زمزمه ی زیبای یا من ارجو الیک کل خیر ...
و یاد خوبی های خدا بیافتی و بدی های بی حد خودت ...و آرام بگویی ...یا من یعطی من سئله ...و حتی به یاد بیاوری نخواسته ای و کریمانه اعطایت کرده
 و یعطی من لم یسئله ...
.
و رجب یعنی جلسه هایی بی ریا که چند سالی است از داشتن شان محروم شده ام ...
می گفت :رذائل اخلاقی در وجود انسان هرکدام به صورت حیوانی متجلی می شود
و خشم سگ وجود ادمی است ...
هر گاه از عصبانیت کنترل خود را از دست دادید به یاد بیاورید سگی وحشی را که قصد پاره کردن زنجیر خود را دارد... در چنین حالی حتما بر خشم خود غلبه خواهید کرد.
سر به زیر می انداختیم تا در نگاه مان نبیند تداعی شرمندگی لحظات خشم را ... 
چقدر سفارش مان می کرد که رجب و شعبان را از دست ندهیم تا طعم رمضان و میهمان خدا بودن را بچشیم
و البته حال و روز فعلی نشان می دهد شاگرد خوبی نبوده ام ...
.
.
.
یا ذا الجلال و الاکرام
یا ذا النعما و الجود
یا ذا المن و الطول
حرم شیبتی من النار
.
پ.ن


آدینه ای دگر گذشت ، امیدم نیامدی ...

نوشته شده توسط آرام در جمعه 21 تیر1387
لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
.
برای مادرم می نویسم ...
هم او که تازه تازه دارم می فهم ام عظمت روح اش را ...و تاب و تحمل اش را در برابر کج اخلاقی هایمان
برای مادرم که رابطه ام با او در مدت زندگی ام فراز و نشیب های زیادی داشت ... 
حرف هایش را نمی فهمیدم و روز به روز از او دورتر می شدم .
سختی های زندگی تنهایی ام را چنان عمیق کرد که نیاز به همراهی دائمی در تمام وجودم جان می گرفت ...
تازه آن زمان_که چندان هم دور نیست_بود  که وجود مهربان اش را در کنارم حس کردم .
دوباره شناختم اش ...
با تردید به او نزدیک شدم و اینک او عزیزترین موجود زندگی ام است ...
حالا کمی درک می کنم قسمتی از آن همه از خود گذشتگی اش را در طول زندگی ...
با خود می اندیشم آیا من نیز مانند او می توانم به خاطر فرزند این همه از خود بگذرم!؟
بی توقع باشم و در برابر آزارهای فرزندانی که آن همه برایشان زحمت کشیدم ام مهربانی کنم؟
.
.
و خداوند چه روح بزرگ و قلب مهربانی به مادران هدیه داده است ...

پ.ن
این جماعت فمنیست تکلیف شان با خودشان هم معلوم نیست .
روزگاری خود را در هیبت مردان در می آوردند و هر چه که نشان جنسیت زنانه شان باشد نفی می کردند
و امروز به تمام جنسیت شان را و فقط زن بودن شان را به میدان آورده اند
می خواهند با کپی کردن بدون کوچک ترین ایجاد تغییر در اندیشه های زنان به آخر خط رسیده ی جوامع امانیست غربی ، برای زنان نجیب و عفیف ما نسخه ی پیشرفت بپیچند

تجربه ی گروه های مختلف نشان داده این نسخه های نا متناسب با درد جامعه ی ما هرگز کارگشا نبوده اند ...و این جماعت ره گم کرده نمی توانند راهنمایان خوبی باشند

 

نوشته شده توسط آرام در یکشنبه 2 تیر1387
لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
.
 ۱.مدت ها بود قصد داشتم اسم اینجا را تغییر بدم ،اما چیز جدید هم نمی پسندیدم .

 مقاله "آخرین دوران رنج" شهید آوینی توجه ام را جلب کرد .
نامی زیبا و با معنی ...
.
۲. فاطمیه خوبی بود ...الحمد الله امیدوارم بتوانم برکات آن را حفظ کنم .

۳. مردی در تبعید ابدی مُرد
نادر ابراهيمي پس از تحمل بيش از هشت سال بيماري، روز پنج‌شنبه، 16 خرداد، از دنيا رفت.
سه دیدار، بار دیگر شهری که دوست می داشتم، ابوالمشاغل و ابن المشغله، مردی در تبعید ابدی و صد عنوان داستان و فیلمنامه ی دیگر از آثار این مرد بزرگ بود.
طبق معمول بعد از مرگش از او بیشتر خواهیم دانست...
توضیح اش را از راوی  برداشته ام

۴. خوشحال بودم دو هفته فرجه ی امتحانی دارم و حسابی درس می خوانم .
فرجه تمام شد و هنوز یکی از درس ها را هم روخوانی نکردم !

پ.ن
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم ...

نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه 23 خرداد1387
لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
.

فاطمیه اول ...
۱.هر سال که می گذرد در ایام فاطمیه بیشتر به این نتیجه می رسم که حضرت فاطمه (س) چقدر در جامعه ی ما غریب اند . 
۲.شنیده ام که حتک حرمت ها هرچند نا خواسته اثرات خود را در زندگی ما خواهد گذاشت .
.


دل به در می آید وقتی می بیند که در شام شهادت حضرت فاطمه (س) نیز ماشین های گل زده در سطح شهر دیده می شوند .
آن هم در محدوده ی زندگی ما که مثلا جز مناطق مذهبی و قدیمی تهران است . دیگر وای به حال سایر مناطق .
هر روز شاهد کم رنگ تر شدن عقاید مان هستم _ مذهبی و عرفی_ و هر روز احساس می کنم که تعداد افرادیکه اسیر قواعد جبر آمیز و بی محتوای زندگی های متاثر از تفکرات بی پایه جهان غرب نشده اند ، کم تر و کم تر می شود ...
چه می شود کرد در این اوضاع و احوال؟
یک عده سرگرم جشن و پایکوبی خویش اند و در گوشه ای همان نزدیک عده ای دیگر مجلس عزا بر پا کرده اند .
روزگار هزار رنگی است ...
می توان بی رنگ ماند؟

 

نوشته شده توسط آرام در سه شنبه 31 اردیبهشت1387
لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
.
در این مدت طولانی که چیزی ننوشته ام اتفاقاتی می افتاد که قصد می کردم در موردشان چیزی بنویسم اما فرصتی پیش نمی آمد .
نزدیک ترین اتفاق از نظر زمانی ، حضور دیروز جواد وعیدی در دانشکده مان بود با موضوع دیپلماسی هسته ای .
ساختار صحبت اش بیشتر از محتوای آن برایم جالب بود .
بر خلاف جو موجود در جامعه که در موضوع هسته ای بیشتر حاشیه ها را دنبال می کنند و علی رغم نیاز کشور ره حمایت جدی مردم و مسئولین و وحدت نظر ، به اختلاف افکنی می پردازند در تمام سخنرانی اش بر اصول تکیه کرد و با قدرت بیانی خوب و شیوا همه را به نگاه کردن به افق هایی دورتر تشویق کرد .
حتی در زمان پاخ به پرسش ها نیز اعلام کرد به راحتی می توان  به چنین سوالاتی پاسخ دهد اما بهتر است در یک جمع علمی بیشتر بر اصل قضیه تکیه شود .
.
اما مسئله ی دومی که قصد اشاره دارم مربوط است به انتخابات مجلس .
قبل از آغاز انتخابات می دانستم با توجه به اوضاع اجتماعی و اقتصادی مردم ، تمایلشان برای شرکت در انتخابات کمتر است اما باز هم شاهد حضوری قابل قبول بودیم.
حضور در سر صندوق رای گیری و مشاهده افراد مختلفی که برای رای دادن می امدند اما حدس قبلی ام را پر رنگ  کرد .
مردم رای خود را می دادند اما همزمان از اوضاع نیز ناراضی بودند .
بسیاری اعلام کردند فقط به خاطر اصول نظام شرکت کرده اند اما از مجلس هفتم  و دولت به خاطر اوضاع نابسامان اقتصادی راضی نیستند .
من خود از طرفداران دولت نهم و نمایندگان مجلس هفتم بوده و هستم اما وقتی هم مشکلات و نارضایتی مردم را می بینم و هم خود به عنوان عضوی از این جامعه سختی های آن را به خوبی لمس می کنم زبانم برای دفاع ازآنان کوتاه می شود .
.
 پ.ن
دل من گرفته زین جا ...
هوس سفر دارم اما نمی دونم به کجا ...
فقط می خوام برم . این مرضی یه که  هرچند وقت یک بار عود می کنه ...
نوشته شده توسط آرام در دوشنبه 9 اردیبهشت1387
لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
.
چند سال از روزی که سید مرتضی آوینی در فکه به آرزویش رسید می گذرد .
آن روزها بچه دبستانی ای بودم بی خبر از همه جا
.
حالا هنوز هم چندان از تفکرش سر در نمی آورم . اما همین قدر فهمیده ام که به نسل خودش و به نسل های بعدی یاد داد که چگونه می توان در انجماد فکری روزگار جور دیگری اندیشید .
به ما آموخت که اگر همه یک جور اندیشیدند همان یک راه وجود ندارد و می توان زیبایی های جهان را از منظری دیگر دید .
و جهان همین نیست که در برابر دیده های مادی ماست . دنیایی زیباتر هم هست که  در های آن را تنها در برابر دیده گان عشاق می گشایند .
و چه زیباست عنا زندگی را در دست دلی عاشق و حق جو نهادن .
.
سید مرتضی اندیشیدن را به من آموخت .

آدم‌هاي زيادي را ديده‌ام كه "يقين" دارند اما يقين آن‌‌ها به درد قرن چهارم و پنحم هجري مي‌خورد، بعضي ها هم يقينشان براي قرن هفت و هشت و زمان مولانا و حافظ خوب است. يقين بعضي ها هم مال دوران صفويه و ملاصدرا است.

اما در آويني نوعي از يقين را حس مي‌كنم كه مختص زمانه ماست. يقين به حقيقتي كه  انگار نزديك است و بعضي نوشته‌هاي آويني تذكري به آن حقيقت است كه قلب را در طلب آن بي‌تاب مي‌كند.

« يأس از جنود شيطان است و مؤمن هرگز دل به يأس نمي‌بازد. طغيان آب رودخانه ابتلايي است كه ايمان من و تو در كشاكش مبارزه آزموده شود، اگر نه همه‌ي ذرات جهان از پاي تا سر مسخر اولياي خدا هستند... دنيا علي الظاهر در كف شياطين است. آن‌ها به سرچشمه‌ي قدرت‌هاي مادي جهان دست يافته‌اند و در سايه‌ي وحشت‌بار تكنولوژي، حاكميت ستم‌بار خود را بر جهان گسترانده‌اند اما عصر جاهليت كنوني هم به پايان رسيده و جهان آينده جهان اسلام است...»

منبع
.


پ.ن
بیستم فروردین روز دستیابی به فناوری هسته ای نیز هست .
برای ایستادن در جایی که اکنون هستیم بهای زیادی پرداخته ایم .
اما در کنار دستاوردهای هسته ای ، نتیجه ی دیگری نیز به دست آمد . ما ثابت کرده ایم دیگر در برابر زور بی منطق اروپایی ها و امریکا کوتاه نخواهیم آمد و ترسوها در سیاست خارجی ایران جایگاهی ندارند .
 

نوشته شده توسط آرام در دوشنبه 19 فروردین1387
لينك مطلب


  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم ، ظهور انقلاب اسلامی - و بهتر بگویم بعثت تاریخی انسان و وجود مردی چون حضرت امام خمینی (ره)-برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است .
    سید شهیدان اهل قلم

  • نویسنده
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati




    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by harfhayebirabt.blogfa.com

    Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM