هوالمتعال
.
با فاصله زمانی کوتاه ، دو رئیس جمهور سابق و فعلی ایران به امریکا سفر کردند .
و چقدر تفاوت میان این دو مسافر و گفته هاشان ...
.
دیگه مغزم کار نمی کنه ، ناامیدی و خشم و کینه و غصه تمام وجودم را پر کرده، از یه طرف همه به چشم یه دیوونه نگام می کنند و از طرف دیگه من احساس می کنم که همه مردم کور و کر شدن .
زیر بار این همه تحقیق و گزارش و مصاحبه کمرم له شده، چند هزار صفحه تحقیق برای پیدا کردن یه گمشده ...
خودم احساس می کنم درست از سه ماه پیش که سردار توی بیمارستان تموم کرد و توی بهشت زهرا دفنش کردن ، این ناراحتی اعصاب من شروع شد ...
وقتی سردار داشت جون می داد نزدیک به ده ، بیست بار همین دو جمله رو تکرار کرد : رسول پیداش کن ، این گمشده تنها ، گمشده من نیست ،گمشده ی خیلی هاست ،رسول پیداش کن آره پیداش کن .
حاج ممد کجایی؟ جناب تیمسار سردار بیا تماشا کن ، به هر کی میگم آقا گمشده ی شما رو پیدا کردم، فوری ازم می پرسه چند میلیونه ، نقده یا چکه ، از پسرم نزدیک تر دیگه کیه؟
سه روز پیش اومد به زور هفت هشت جلد کتاب های قدیمی کتابخونه رو برد فروخت و با پولش ماهواره خرید .
حاج ممد گمشده کیلویی چنده؟!منی که ماه ها دنبال گمشده ات گشتم و پیداش کردم ، الان ، بین این مردم گم شدم و حتی پسرم هم دنبالم نمی گرده ، ای وای ...هر چی به این چرخ گردون میگم بابا این کره ی زمین را نگه دار از دست مردمش ذله شدم می خوام از این کره نامرد پیاده شم و برم پیش حاج ممد و رفقاش ، گوشش بدهکار نیست .
.
کوتاه از کتاب " وقتی که کوه گم شد " نوشته بهزاد بهزاد پور
فیلم نامه ای که نگاهی پراکنده دارد به زندگی حاج احمد متوسلیان
.
امروز 31 شهریور ، شروع تهاجم تحمیلی عراق به کشورم بود .
روزی که سالهاست فقط یاداوری کننده رژه نیروهای مسلح است برای من و هم سن و سال هایم .
و برای دیگران یادآور چیست؟؟
شاید به یادشان بیاورد روزهایی را که با خدا همراه بودند ...
.
رمضان هم اومد ...بازم با یه اشتیاق قشنگ تو دل های همه
مبارک تون باشه .
.
بالاخره تموم شد !
انتخاب واحد +کلی بالا و پایین رفتن و حرص خوردن و بحث کردن
.
توحید در محراب طف ، نمازی دیگر گونه را شاهد است .
نمازی که با تشهد شفق و سلام رمل ها پایان می یابد .
گودال قتلگاه لبریز مناجات است و خون ، مرکبی که قطره قطره لا اله الا الله را بر گستره ی خاک می نویسد .
بایداز حلقوم بریده پرسید که چند رکعت تا معراج فاصله است !
.
از حسین (ع) گفتن و نوشتن ، بی گمان موقعیت و مناسبت نمی طلبد .
دل هوایت را می کند،بی هوا ...و می آید بی پای بست .
.
.
قلب قرآن
یاسین
مگر چه اش است
که تو
هی
آیه ی یأس میخوانی
و
فوت می کنی به قلبم!
به یاد مهدی (عج)
وقتی تو نیستی ، نه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید ها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم
عمری است لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم
باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم ، روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد روی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روز های ماست
اما چه کسی می داند!
شاید امروز نیز روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید ها
هر روز بی تو ، روز مباداست
.

.
.
از دل تنگی دم غروب هیچ وقت خوشم نمی اومده
خصوصا وقتی از پنچره ای بیرون رو نگاه کنی که نرده داره!!!
.
.
همه آتش ها تن سوزد و آتش دوستی جان ، به آتش جانسوز ، شکیبایی نتوان
خواجه عبدالله انصاری
.
.
پ.ن
این دو تا خبر رو هم لینک میدم ...جالب اند .
یه دعوای زنانه سیاسی!!!
خواندن مقاله فاطمه رجبی خالی از فایده نیست .
حداقل ادم یاد میگیره چطور توی یه مقاله برای همه دل بسوزونه ...و برای همه تعیین تکلیف کنه در ضمن اینکه انتقاد هم می کنه !!! کلا زن ها استعداد زیاد دارند
.
در مورد از آوارگی در آمدن و جا به جایی و غیره ...
که به اختیار نبود و عدم دسترسی به سرویس بلاگ اسکای مجبورم کرد .
![]()
وگرنه آرامش لحظه های کال را دوست داشتم .
![]()
و خب تغییرات مداوم ، تغییر نشان های آشنا را هم می آورد .
.
چرا یادم رفته بود که برای ناراحتی هایم ، ناراحت می شوی؟؟
چرا یادم رفته بود ، تو مرا می بینی...!
چرا همه اش برای " من " نگرانم!؟ پس " تو " را فراموش کرده ام؟؟
نمی دانم " من " باید دلتنگ باشم که گم شده ام ؟؟
یا " تو " دلتنگی که گشمده ات می پندارند؟؟
.

.
غصه در آن دل بود کز هوس او تهی است
غم همه آن جا رود کان بت عیار نیست
گاه سرزنش ام می کنند ...که امام را وا می گذاری و مرید را می ستایی ؟؟
همه نام مولایش ، حسین -علیه سلام -را که می شنوند ، دل شان می لرزد
همه کربلا را با شش گوشه مجسم می کنند ...بین الرحمین را از سمت شش گوشه می بینند
عاشورا که می شود آتش می گیرند .
تو چرا از کربلا حرم سقا ، بین الرحمین از سمت حریم علمدار؟؟!!؟
چرا تاسوعا و بی تابی؟!؟
.
عباس برایم بسیار معنی می دهد .
و مگر غیر این است که بودن اش در کنار دو امام وجهه درخشان اش را بروز می دهد
حسین -علیه سلام -امام عاشقان است ...لشکر کوچک اش تا همیشه درس استقامت و عزت می دهد .
پرچم سرخ اش ، نشان غرور و افتخار ماست .
و خود بگو ...فرمانده لشکر اش کیست؟؟
پرچم اش در دستان که بود ؟؟
.
ادعای انتظارمان برای یاری فرزند زهرا (عج)گوش کر می کند .
مگر امام منتظرمان علمدار نمی خواهد؟
.
.
.

در جهان هر که به دنبال صفا می گردد
عاقبت می فهمد
عشق بی حضرت عباس فقط یک رویاست
.
فکر کنم فعلا از آوارگی در اومدم !
.
رجب رفت ...حتی در کمتر از چشم بر هم زدنی
.
از اونجایی که به در و دیوار بیشتر نگاه می کنم تا آدما و ویترین ها چیزای جالبی گاهی پیدا می کنم
به شیشه مغازه اش زده بود ...پوستری ساده اما با معنی
به انتظار ننشینیم ، به انتظار بایستیم
این جمله رو این دفعه دیدم ...تو مسیر حرم تا هتل
...
قسم به نخلی که به اشک علی (ع) رطب داد
پشت شیشه ماشین اش نوشته بود ...توی ترافیک میدون گیر کرده بود که دیدم .همون موقع که مثلا داشتم بچه ها رو از وسط خیابون رد می کردم !!!
.
به چند نفری زنگ زدم .
به اندازه همه مدت بی خبری ازشون بهم فحش دادند و بد و بیراه گفتن!![]()
به آخری گفتم ..خوبه من یه مدت یه بار بهتون زنگ می زنم که یه وقت این فحش ها تو گلوتون نمونه خفه شید !!![]()
.
دلم بد جوری هوای نیمه شب های آن بهشت زیبا را کرده
به گنبد زیبایش که نگاه می کردم ..زمزمه بی اختیار بود
مرا به باده چه حاجت ، چو پیش من باشی
.
یا علی مددی
