.
چند سال از روزی که سید مرتضی آوینی در فکه به آرزویش رسید می گذرد .
آن روزها بچه دبستانی ای بودم بی خبر از همه جا
.
حالا هنوز هم چندان از تفکرش سر در نمی آورم . اما همین قدر فهمیده ام که به نسل خودش و به نسل های بعدی یاد داد که چگونه می توان در انجماد فکری روزگار جور دیگری اندیشید .
به ما آموخت که اگر همه یک جور اندیشیدند همان یک راه وجود ندارد و می توان زیبایی های جهان را از منظری دیگر دید .
و جهان همین نیست که در برابر دیده های مادی ماست . دنیایی زیباتر هم هست که در های آن را تنها در برابر دیده گان عشاق می گشایند .
و چه زیباست عنا زندگی را در دست دلی عاشق و حق جو نهادن .
.
سید مرتضی اندیشیدن را به من آموخت .
آدمهاي زيادي را ديدهام كه "يقين" دارند اما يقين آنها به درد قرن چهارم و پنحم هجري ميخورد، بعضي ها هم يقينشان براي قرن هفت و هشت و زمان مولانا و حافظ خوب است. يقين بعضي ها هم مال دوران صفويه و ملاصدرا است.
اما در آويني نوعي از يقين را حس ميكنم كه مختص زمانه ماست. يقين به حقيقتي كه انگار نزديك است و بعضي نوشتههاي آويني تذكري به آن حقيقت است كه قلب را در طلب آن بيتاب ميكند.
« يأس از جنود شيطان است و مؤمن هرگز دل به يأس نميبازد. طغيان آب رودخانه ابتلايي است كه ايمان من و تو در كشاكش مبارزه آزموده شود، اگر نه همهي ذرات جهان از پاي تا سر مسخر اولياي خدا هستند... دنيا علي الظاهر در كف شياطين است. آنها به سرچشمهي قدرتهاي مادي جهان دست يافتهاند و در سايهي وحشتبار تكنولوژي، حاكميت ستمبار خود را بر جهان گستراندهاند اما عصر جاهليت كنوني هم به پايان رسيده و جهان آينده جهان اسلام است...»
منبع
.
پ.ن
بیستم فروردین روز دستیابی به فناوری هسته ای نیز هست .
برای ایستادن در جایی که اکنون هستیم بهای زیادی پرداخته ایم .
اما در کنار دستاوردهای هسته ای ، نتیجه ی دیگری نیز به دست آمد . ما ثابت کرده ایم دیگر در برابر زور بی منطق اروپایی ها و امریکا کوتاه نخواهیم آمد و ترسوها در سیاست خارجی ایران جایگاهی ندارند .


