تبليغاتX
آخرین دوران رنج
بسم الله الرحمن الرحیم
.
ماه رجب هر سال برایم یاداور صبح گاهان خنک و مدهوش کننده ی حریم امن امام رضا (ع) است
وقتی برای نماز صبح در صف های منظم نشسته باشی واز گلدسته ها نوای مناجات بلند باشد .
بعد از نماز هم زمزمه ی زیبای یا من ارجو الیک کل خیر ...
و یاد خوبی های خدا بیافتی و بدی های بی حد خودت ...و آرام بگویی ...یا من یعطی من سئله ...و حتی به یاد بیاوری نخواسته ای و کریمانه اعطایت کرده
 و یعطی من لم یسئله ...
.
و رجب یعنی جلسه هایی بی ریا که چند سالی است از داشتن شان محروم شده ام ...
می گفت :رذائل اخلاقی در وجود انسان هرکدام به صورت حیوانی متجلی می شود
و خشم سگ وجود ادمی است ...
هر گاه از عصبانیت کنترل خود را از دست دادید به یاد بیاورید سگی وحشی را که قصد پاره کردن زنجیر خود را دارد... در چنین حالی حتما بر خشم خود غلبه خواهید کرد.
سر به زیر می انداختیم تا در نگاه مان نبیند تداعی شرمندگی لحظات خشم را ... 
چقدر سفارش مان می کرد که رجب و شعبان را از دست ندهیم تا طعم رمضان و میهمان خدا بودن را بچشیم
و البته حال و روز فعلی نشان می دهد شاگرد خوبی نبوده ام ...
.
.
.
یا ذا الجلال و الاکرام
یا ذا النعما و الجود
یا ذا المن و الطول
حرم شیبتی من النار
.
پ.ن


آدینه ای دگر گذشت ، امیدم نیامدی ...

+ نوشته شده توسط آرام در جمعه 21 تیر1387 و ساعت 16:1 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.
برای مادرم می نویسم ...
هم او که تازه تازه دارم می فهم ام عظمت روح اش را ...و تاب و تحمل اش را در برابر کج اخلاقی هایمان
برای مادرم که رابطه ام با او در مدت زندگی ام فراز و نشیب های زیادی داشت ... 
حرف هایش را نمی فهمیدم و روز به روز از او دورتر می شدم .
سختی های زندگی تنهایی ام را چنان عمیق کرد که نیاز به همراهی دائمی در تمام وجودم جان می گرفت ...
تازه آن زمان_که چندان هم دور نیست_بود  که وجود مهربان اش را در کنارم حس کردم .
دوباره شناختم اش ...
با تردید به او نزدیک شدم و اینک او عزیزترین موجود زندگی ام است ...
حالا کمی درک می کنم قسمتی از آن همه از خود گذشتگی اش را در طول زندگی ...
با خود می اندیشم آیا من نیز مانند او می توانم به خاطر فرزند این همه از خود بگذرم!؟
بی توقع باشم و در برابر آزارهای فرزندانی که آن همه برایشان زحمت کشیدم ام مهربانی کنم؟
.
.
و خداوند چه روح بزرگ و قلب مهربانی به مادران هدیه داده است ...

پ.ن
این جماعت فمنیست تکلیف شان با خودشان هم معلوم نیست .
روزگاری خود را در هیبت مردان در می آوردند و هر چه که نشان جنسیت زنانه شان باشد نفی می کردند
و امروز به تمام جنسیت شان را و فقط زن بودن شان را به میدان آورده اند
می خواهند با کپی کردن بدون کوچک ترین ایجاد تغییر در اندیشه های زنان به آخر خط رسیده ی جوامع امانیست غربی ، برای زنان نجیب و عفیف ما نسخه ی پیشرفت بپیچند

تجربه ی گروه های مختلف نشان داده این نسخه های نا متناسب با درد جامعه ی ما هرگز کارگشا نبوده اند ...و این جماعت ره گم کرده نمی توانند راهنمایان خوبی باشند

 

+ نوشته شده توسط آرام در یکشنبه 2 تیر1387 و ساعت 14:44 |