.
1. ساده ایم یا خود را به سادگی زده ایم را نمی دانم . اما ....این جشن ها برای من آقا نمی شود
نمی دانم چطور رویمان می شود آه بکشیم و بگوییم آقا بیا !
از بس همه برایمان شعار داده اند انگار دیگر زندگی کردن بلد نیستیم ...اما در شعار دادن همه استادیم .
هی اس ام اس (از کلمه ی پیامک خوشم نمی اید) برای هم می فرستیم و تبریک میگویم و اللهم عجل لولیک الفرج ! و یادمان می رود خودمان همین روز ولادت مولا چند تا گناه ریز و درشت کرده ایم !
.
.
.
آقا ...ما را ببخش
2. دیگر چه فایده که برایت گریه کنم؟!
دیگر چه فایده که عکس هایت را توی گوشی موبایل نگه دارم و نگاه شان کنم؟
دیگر فقط خاطره هایت برایم مانده .
دیگر باید برای دیدن ات بیایم سر قبر ساکت ات .
دیگر نه لبخندهایت را می بینم و نه اخم هایت را ...
دیگر با چه شوقی بیایم سمت خانه ات؟
حالا چشم هایم را که می بندم یا تابوت ات می افتدم و دویدن های افتان و خیزان ام به دنبال ات ...
حالا دراز که می کشم با خودم میگویم : مرده را چطوری توی قبر میگذارند؟
این روزها همه اش به این فکر می کنم که اگر آدم این قدر ناگهانی ! بمیرد آن طرف چه می کند؟
و اینکه وقتی کسی رفت چطور می شود بدی هایی که در حق اش کرده ای جبران کنی ...این را بیشتر وقتی یادم می افتاد که آنهایی را می بینم که با تو اختلاف داشتند و حالا زار زار برایت گریه می کردند ....یا شاید هم برای خودشان .
.
.
.
عموی کوچکم ، کوچکترین فرزند خانواده-خودش دو بچه ی کوچک دارد-چند روزی که از دنیا رفته ...و من به اندازه تمام روزهایی که ندیدم اش دلم برای اش تنگ است
خیلی تنگ
3. دنیا دو روز است ، روزی برای تو و روزی بر علیه تو ، آن روز که برای توست تند روی مکن و آن روز که بر علیه توست صبور باش . امام علی (ع)
این حدیث را برایم اس ام اس زده بود .دوستی که همیشه دلتنگی هایم ام را برایش می برم .
و او در روزهای تلخ گذشته دورا دور دلداری ام می داد


