تبليغاتX
آخرین دوران رنج
بسم الله الرحمن الرحیم
.
1. الحمدالله وضعیتی که در نوشته ی قبلی گفته بودم تقریبا با خوبی تموم شد .
چیزاهای خوبی یاد گرفتم والبته تاثیرات نه چندان مطلوبی هم به جا گذاشت که امیدوارم به مرور و با تدبیر از بین بروند . و ممنون از دوستانی که همدلی کردند.

2.این روزها بهانه های زیادی پیدا می شود تا کسانی که دل خوشی از دولت ندارند و یا در مرتبه ای بالاتر ! می خواهند به هر طریقی نفس دولت را قطع کنند  هر آنچه می توانند علیه دولت انجام دهند .
احمدی نژاد یک فرد است . از این جهت چطور میتوان این همه با یک فرد دشمنی کرد؟ آیا مشکل شخص احمدی نژاد است؟
برخوردها و حرفها و اقدامات مخالفان از مثلا اصلاح طلبان تا مدعیان اصولگرایی این را نشان نمی دهد .
مشکل از دیدگاه مثلا اصلاح طلبان پافشاری دولت و شخص احمدی نژاد بر آرمان ها و اصول انقلاب است .همان ارزش هایی که هشت سال تمام تلاش خود را البته به کمک دوستان خارج از مرزها ! کردند تا محو شان کنند و یا تبدیل به ضد ازرش شوند و دیگر کسی نتواند با افتخار از آنها سخن بگوید .
آنها امام را که برای ما مظهر همه ی آرمان هایمان بود نقد کردند ! آرزو داشتند به موزه بفرستند و خون به دل طرفداران انقلاب و آرمان ها می کردند . و اینک پس از هشت سال تلاش بی وفقه و شبانه روزی ! این طیف ،کسی آمده که درست بر عکس آنها حرکت می کند و سختی ها را به جان می خرد .
پس باید به هر طریق و با هر دلیل او را حذف کرد .
اما در آن سوی طیف دوستان عزیز مدعی اصول گرایی قرار دارند . از دیدگاه این گروه جرم احمدی نژاد شاید ورود به محدوده ی خاص این عزیزان باشد !
اصولگرایی ارثی بود که تنها به آنها می رسید و کسی دیگر نمی توانست ادعایی داشته باشد .
حالا احمدی نژاد علی رغم خواست آنها اصولگرایی را با شاخصه هایی  جدید معرفی کرده که در آن قشر ضعیف جامعه محور هستند نه منافع حزبی و گروهی . و همین شاید مهم ترین دلیل نارضایتی این مدعیان از دولت نهم باشد . چرا که دولت مردم را بر زیاده خواهی های حزبی و گروهی ترجیح می دهد . پس با هر روشی که بشود باید از دوباره بر سرکار امدن این فرد جلوگیری کرد .با دلسوزی های ظاهری برای وضع مردم .با سوال های مداوم از  وزرا ،با پیگیری مدرک کردان و استیضاح و عدم رای آوردن اش ، با نامه ی اقتصادی برای دولت نوشتن ،با دلسوزی و انتقاد از جابه جایی ها در دولت ،با نامه ی سرگشاده نوشتن ...
در کنار بروز این عکس العمل های یک سوال مدت ها ذهنم را مشغول کرد: آیا سیاستمداران ما هنوز اعتقادی به رعایت اصول اسلامی همچون تقوا ،دارند؟
عملکرد ها متاسفانه نشان می دهد که رعایت موازینی چون تهمت نزدن ، آبروی مسلمانی را حفظ کردن، ترس از خدا و ...تنها در حرف است و جایی در عرصه ی عمل ندارد ...
.
این روزها خوب به حرف ها گوش می دهم و عملکرد ها را می بینم تا در آینده ی نزدیک حرف هایی را سیاستمداران نمی زنند بشنوم و نیاتی را که پنهان می کنند بدانم و اسیر موج هایی که ایجاد می کنند نشوم .
و خدا آگاه بر هر پنهان و آشکاری است ...

+ نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه 22 آبان1387 و ساعت 15:1 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.

انتهای راه چیست؟
گاهی وقتا یه اتفاق کوچیک باعث میشه آدم به چیزای مهمی فکر کنه . به عمق یه مسئله نگاه کنه و از یه تصمیم به ظاهرساده برداشت های جدی تری بکنه .
الان  من توی  یکی از این موقعیت هام ...
اگه با خودم روراست باشم باید بگم می ترسم ...
می ترسم فکر کنم ...
می ترسم نتیجه گیری کنم...
می ترسم چون انگار واقعیت هایی که از پس این فکرها و تعمق ها بیرون میاد تلخه ...
می ترسم ...
فکر کنم ...و به نتیجه برسم ...
یا بی خیال باشم و بذارم این روزها هم بگذره ...
.
کاش می تونستم بی تفاوت روزهام رو بگذرونم ...
ولی نمی تونم ...
.
خدایا خودت راه رو بهم نشون بده ...

+ نوشته شده توسط آرام در سه شنبه 7 آبان1387 و ساعت 23:27 |