از مدت ها قبل در سایت ها و وبلاگ ها و البته رسانه های برون مرزی ، از حامیان آقای موسوی دعوت می شود تا در روز قدس به خیابان ها بیایند و اعتراض ! خودشان را به وضع موجود و نتایج انتخابات! نشان دهند .
آنچه در این دعوت به وضوح می توان دید ، حمایت از مردم فلسطین و قدس شریف نیست، بلکه حامیان آقای موسوی که در یکی دو ماه گذشته فرصت ایجاد تجمع های اعتراض آمیز را نیافته اند ، اینک قصد دارند از حاشیه امن راهپیمایی مردم در روز قدس ، جهت اهداف خود سو استفاده کنند .
راهپیمایی روز قدس همیشه حامل پیام وحدت مردم ایران و مقابله با دخالت های بیگانه در امور داخلی کشور های اسلامی بوده است . حال چگونه است که همان بیگانگان مردم را دعوت به حضور در این راهپیمایی می کنند؟
دو هدف را می توان برای این دعوت برشمرد :
1. تخریب وحدت ملی و ایجاد نا آرامی در راهپیمایی مردم با همان بهانه های واهی
2 . به سایر کشورهای اسلامی بگویند ، ایران که نماد مقابله و مقاومت در برابر دخالت های بی جای امریکا و بعضی کشورهای اروپایی و رژیم صهیونیستی است، اینک و در زور قدس، عده ای از مردم این کشور با دعوت و حمایت رسانه ای و... همین کشورها ، و در مخالفت با دولت موجود کشورشان به صحنه آمده اند ، و به این ترتیب وجهه ایران اسلامی را در بین مسمانان بسیاری که به آرمان های ایران علاقمند و یا معتقد هستند تخریب کنند که این خود گامی بر علیه بیداری اسلامی است .
با توجه به این مسائل ، مسئولیت بروز هر گونه نا ارامی و سو استفاده از راهپیمایی روز قدس، این میراث گرانقدر امام عزیزمان ، مستقیما بر عهده ی آقای موسوی و حامیان برنامه ریز ایشان خواهد بود .
نظام اسلامی در چند ماه گذشته با آقای موسوی با رافت و مدارا برخورد کرده است اما نتیجه فقط سو استفاده آقای موسوی و دیگران بوده است و همان گونه که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه هفته گذشته فرمودند:
« ما دربارهى افرادى كه به آنها اهانت ميشود، تهمت زده ميشود، ميگوئيم اينها حق دفاع دارند؛ خوب، نظام هم همين جور است؛ نظام هم حق دفاع از خودش را دارد. اين خطاست كه كسى خيال كند چون نظام حاكميت است و قدرت سياسى است، نبايد دفاع كند؛ بىدفاع بماند؛ در مقابلش هرگونه مخالفتى، معارضهاى، قانونشكنىاى، مرزشكنىاى انجام بگيرد، بايد عكسالعمل نشان ندهد؛ اين درست نيست؛ هيچ جاى دنيا هم چنين نيست. در اختلافات گوناگونى كه در بين احزاب دنيا وجود دارد - در همين كشورهائى كه خودشان را پيشرو دموكراسى ميدانند - هيچكدام از اين احزاب متعارض و متخالف، با اصول و مبانى آن نظام مخالفت نميكنند؛ والّا از نظر مردم مردود هستند. دستگاههائى دارند؛ دستگاههاى رعايت قانون اساسى و دادگاه قانون اساسى - شبيه شوراى نگهبان خودمان - اينها را رد ميكنند. اينجور نيست كه قبول كنند يك نفرى بيايد در يك نظامى عليه مبانى آن نظام مبارزه كند، معارضه كند، آن وقت نظام در مقابل او ساكت و آرام بنشيند. به كمتر از آن هم گاهى ديده ميشود كه در همين نظامهاى اروپائى برخوردهاى خشن و تندى ميكنند؛ چيزهائى كه جزو اصول هم محسوب نميشود. بنابراين برخورد با نظام، برخورد با مبانى نظام، ايستادگى و شمشير كشيدن روى نظام، جواب تند دارد؛ اما نظر مخالف داشتن، نظر متفاوت داشتن، آن وقتى كه با اين اشكالات همراه نباشد، تهمت و شايعهافكنى و دروغ و از اين چيزها نباشد، نه، نظام هيچگونه برخوردى نخواهد كرد. شيوهى نظام اين نبوده، امروز هم نيست و انشاءاللَّه در آينده هم نخواهد بود»
.
پ.ن
این مطلب در ایران زمین ضمیمه روزنامه ایران هم چاپ شده .


