تبليغاتX
آخرین دوران رنج
بسم الله الرحمن الرحیم
.
گاهی وقت ها آنچه که دلمان می خواهد اتفاق نمی افتد و البته این اتفاق خوبی است ،برای اینکه عادت کنیم  که همیشه قرار نیست امور بر وفق مراد ما پیش برود .
رفتن از تهران و زندگی در شهر دیگری مدت ها بود برایم یک خط قرمز بود  . هرچند اینجا نمی توان آرامش چندانی داشت  .
اما حالا و با توجه به جمیع امور خودم پیش قدم شدم و دیگران متعجب از این تصمیم تا مدتی خیلی آن را جدی نگرفتند ولی در نهایت رفتیم ...
زندگی در شهری که هیچ آشنایی نداشته باشی البته سخت است اما بودن حرم عمه ی سادات می تواند یک دلگرمی بزرگ باشد ...
قم ،حالا قرار است محل زندگی مان باشد . هرچند هنوز بیشتر اوقات تهرانیم ...
.
دوباره یادم امد که نباید به چیزی و جایی دل بست ...
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت ...
+ نوشته شده توسط آرام در یکشنبه 17 آبان1388 و ساعت 17:59 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.
نداشتنه کامپیوتر توفیق اجباری شده که کمتر بنویسم و کمتر نوشته های دیگران رو بخونم ...
ولی خب یاد گرفتم باید با هر شرایطی کنار اومد...
.
امسال اول مهر دلم گرفت ...آخه دیگه کلاس  و درسی نبود که بخوام شوق داشته باشم برای رفتن .
دلم گرفت که امسال دیگه از درس و امتحان و کلاس و حتی همیشه دیر رسیدن سر کلاس ،دور موندم .
همیشه درس خوندن و کلاس رفتن و شروع مهر رو دوست داشتم و البته کلی هم بد وبیراه میشنیدم از دوستانی که اغلب فراری بودند از درس و کلاس .
.
کتاب خوندن و مطالعه کردن رو دوست دارم ولی خب جای کلاس و درس رو نمی گیره .
.
شاید این علاقه مربوط به این هم باشه که آخرای ماه شروع درس و مشق به دنیا اومدم !
.
پ.ن


۱.امام صادق (ع):

در هر شب و روزت، منتظر ظهور صاحبت باش .

 
۲. کاش صاحب برسد ، بنده به زنجیر کند...


۳. دیدم  به خواب دوش که ماهی برآمدی
کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

تعبیر رفت که یار سفر کرده می رسد
ای کاش هر چه زودتر از در درآمدی

 

+ نوشته شده توسط آرام در جمعه 10 مهر1388 و ساعت 22:45 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.
1.انتخاب رحیم مشایی اشتباه بزرگ احمدی نژاد هست و خواهد بود ولی حیف که اعتراض ما به جایی نخواهد رسید و این جناب پا بر جا خواهند بود ...
واقعا متاسف شدم ...
2.بر عمق تنهایی هایم افزوده خواهد شد به برکت اسباب کشی خانواده محترم و بعد مسافت ! البت که توی همین شهر شلوغ اند ولی خب دوووور از من (نگید که بچه ننه ام ...خودم می دونم)
3.از فواید این اسباب کشی یافتن بعضی گمشده های جالب بود ...یه سری نوشته پیدا کردم ماله ساله 84 که اسم اش رو گذاشتم اعترافات سنت اگوستین! اعترافات نا فرمی اند ! که از قضا اکثرشون رو هم روزهای یکشنبه نوشتم!
و پرواضحه که این اعترافات رو نمی شه به عنوان یادگاری نگه داشت
4.دلم می خواد چند تا کتاب خوب بخونم ،ولی نمی دونم چی باید باشند ! خوب باشند ولی...
5.چرا اس ام اس ها باز نمی شه!
6.ماه رجب چقدر زود تموم شد و دست خالی موندم!

پ.ن

اس ام اس ها که فعلا ! وصل شده...

احمدي‌نژاد در آزمون اعتماد شخصي و تشخيص مولا ....» جالبه

+ نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه 31 تیر1388 و ساعت 23:3 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.
یک شنبه 7 تیر ، آخرین امتحان دوران دانشجویی مقطع کارشناسی را دادم .
داشتم به امتحان همین آخرین درس نمی رسیدم . از بس البته به فکر تموم شدن اش بودم!
توی راه که می رفتم یاد چهار سالبی افتادم که از همین مسیر می رفتم . یاد شرایط مختلف ، توی گرما و سرما و با خوشحالی و ناراحتی ...
 بعد از امتحان هم که فرصت پیدا کردم بیام و بیرون سالن توی همون حیاط فسقلی بشینم یاد اولین روزی افتادم که برای ثبت نام وارد همین حیاط شدم . روزی که قرار بود تنها برم ولی یه همراه و هم گام باهام بود
فرصت خوبی بود تا حداقل یه مقطع چهارساله را دوباره مرور کنم ببینم چه جاهایی اشتباه کردم و کجا اتفاقی که افتاده بوده اون قدرها هم بد نبوده!
بهرحال اگر هم درس خوندن رو ادامه بدم می دونم و شنیدم که دورانه دانشجویی با شیرینی ها و دوست هایی که برات باقی می مونه یعنی همین کارشناسی ...
.
پ.ن
1. این مطلب ارمینه رو بخونید . دغدغه ودل مشغولی بزرگی هست و بود ...» ولایت مداری+
2.چای نباتی ها هم مطلب جالبی گذاشتند ...»من از این به بعد فقط به مایکل جکسون رای می دهم !+

 

+ نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه 11 تیر1388 و ساعت 14:59 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.
1. ترک اجباری تلفن ! و اینترنت به علت خرابی تلفن و بی اعتنای مامورین محترم مخابراتی باعث شده وقت خالی رو برم جای دیگه پر کنم !
توفیق اجباری یعنی همین دیگه ...

2. نمایشگاه کتاب خیلی شلوغ بود ! با اینکه فقط به ناشران عمومی سر زدم ولی باز هم فرصت نشد همه ی غرفه ها را ببینم.
متاسفانه قیمت کتاب ها بالا بود و بیشتر دیدم و کمتر کتاب خریدم .
لیست کتاب های بعضی انتشارات رو گرفتم تا شاید زمانی کتاب هایی که مد نظرم بودن رو بخرم ...! شاید ...

بعضی انتشارات تعداد کتاب های چاپ ۷۸ شان شاید از تعداد انگشتان دو دست هم کمتر بود ...

مسئله ناراحت کننده ی دیگه این بود که انتشارات زیادی برای جبران فروش کم کتاب های تخصصی شان رو به چاپ کتاب هایی آورده بودند که نشون می داد فقط به خاطر جلوگیری از ضرر مادی چاپ شدند .کتاب های آشپزی ،ترجمه یا تالیف کتاب هایی در مورد روابط اجتماعی ، روابط همسران و...نمونه های بارز این مسئله بودند ...

نمایشگاه کتاب

3.فضای انتخاباتی مزایای ! زیادی داره . یکی از مزایایی که این روزا بهش پی بردم اینه که همه ی سه کاندیدایی که الان به شدت مشغول فعالیت هستند ، استعدادهای زیادی در زمینه طنز پزدازی دارند
من تا حالا فکر می کردم که فقط اقای کروبی از این فرصت طنز پردازی استفاده می کنه  ولی این جور که معلومه آقایان موسوی و رضایی تا حالا کشف نشده بودند !

 

+ نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 و ساعت 19:42 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.

بهار


1.
فرصتی پیش نیومد تا در یک ماه گذشته مطلبی بنویسم.و البته فرصتی هم نشد تا به دوستان سری بزنم که به بزرگواری خودشان می بخشند.

2.اردوی دانشجویی  جنوب دانشکده هم برگزار شد.به لطف همسفرهای خوب والبته مقصد خاص اردوی خیلی خوبی بود.
بازدید از منطقه غریب شرهانی وغروب غم ناک شلمچه از بهترین قسمت های سفر بود...

3.کتاب "بی وتن "بعد از ده ماه بالاخره به دستم رسید.دوست صاحب کتاب فکر می کرد در ایام تعطیل قصد خوندن کتاب رو را دارم.
ولی کنجکاوی باعث شد تقریبا 8 ساعته و یه سره کتاب رو بخونم.
به نظرم زود تموم شد!
کتاب خوبی بود و کلی فکرم رو درگیر کرد.

4.دارم از این شهر شلوغ و پر از تنهایی ب سمت دهات مون فرار می کنم!
می خوام قبل از اینکه زاینده رود خشک بشه ببینمش ...

بهار

5.سال خوب و خوشی داشته باشید .برای دیگران دعا کنیم تا دعاهامون به استجابت  نزدیک تر بشه

6. اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 21:6 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.

کنکور
به نظرم تنها فایده ی  شرکت توی کنکور ارشد نا امیدی یه کامل از قبولی حتی در سال های بعد بود!!!
وقتی ظرفیت رو تقسیم بر تعداد تقریبی شرکت کننده ها  کنی عددی نزدیک به صفر به دست می آید
.
خب با توجه به نتیجه ی بالا باید به فکر کار باشم که اونم یافت می نشود !!!

پ.ن
میون این همه روزمرگی دلم به آخرین اردوجنوب دانشجویی خوشه....

 

+ نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه 30 بهمن1387 و ساعت 21:22 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.

پاییز فصل دوست داشتنی ام


پاییز فصل تغییر چهره ی کلی و زیبای طبیعت است
رنگهای تندو گرم درختانِ تا دیروز سبز، احساسات متفاوت و متضادی را در وجودم زنده می کند ...
مهر ، ماه شروع های مجدد را دوست دارم که البته شروع زندگی ام هم در این ماه رغم خورده ...
پاییز وقتی که می آید همراه خنکای لطیف مهر ماهی اش غمی عجیب را آرام به زیر پوست آدمی می فرستند .
و این چنین است که غروب های پاییز با غم دوست داشتنی شان خواه نا خواه مجذوب مان می کند .
.
هنوز هم به یاد شیطنت های کودکی ام در پیاده رو ها اگر برگ خشکی ببینم چنان مسیرم را تنظیم می کنم که حتما صدای خش خش کوتاه اش را بشنوم .
و پیاده روی در این روزهای برگ ریزان  برایم دلچسب است
پ.ن
اولش
یک نگاه ساده بود
یک نگاه کودکانه ای که تکیه بر غرور داده بود .

حالت عجیب آشنا شدن
با ترنم غریب درد همنوا شدن

پله پله این مسیر
سخت شد ،دراز شد
چکه چکه این نگاه
داغ شد ، نیاز شد ....

سید علی میر افضلی

+ نوشته شده توسط آرام در شنبه 27 مهر1387 و ساعت 23:19 |
بسم الله الرحمن الرحیم
.
 ۱.مدت ها بود قصد داشتم اسم اینجا را تغییر بدم ،اما چیز جدید هم نمی پسندیدم .

 مقاله "آخرین دوران رنج" شهید آوینی توجه ام را جلب کرد .
نامی زیبا و با معنی ...
.
۲. فاطمیه خوبی بود ...الحمد الله امیدوارم بتوانم برکات آن را حفظ کنم .

۳. مردی در تبعید ابدی مُرد
نادر ابراهيمي پس از تحمل بيش از هشت سال بيماري، روز پنج‌شنبه، 16 خرداد، از دنيا رفت.
سه دیدار، بار دیگر شهری که دوست می داشتم، ابوالمشاغل و ابن المشغله، مردی در تبعید ابدی و صد عنوان داستان و فیلمنامه ی دیگر از آثار این مرد بزرگ بود.
طبق معمول بعد از مرگش از او بیشتر خواهیم دانست...
توضیح اش را از راوی  برداشته ام

۴. خوشحال بودم دو هفته فرجه ی امتحانی دارم و حسابی درس می خوانم .
فرجه تمام شد و هنوز یکی از درس ها را هم روخوانی نکردم !

پ.ن
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم ...

+ نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه 23 خرداد1387 و ساعت 23:17 |
بسم الله الرحمن الرحیم

.
تعطیلات طولانی عید ،وقتی نه جای باشد برای عید دیدنی رفتن ونه مهمانی برای به خانه آمدن و نه حتی از خانه بیرون رفتن ، می شود مدتی حبس اجباری در خانه .
و در این حبس اجباری ، ما در محاصره ی تلوزیون هستیم.
هر روز چند فیلم سینمایی و چند سریال بی سر و ته از شبکه های مختلف .
طرز فکر و ذائقه کودک و جوان و پیرمان را با همین سریال ها و فیلم های سینمایی می سازند و همه مشغولیم به تماشا و حتی در بین این برنامه ها فرصتی پیدا نمی کنیم کمی فکر کنیم که آیا این همان طرز فکری است که ما می خواستیم داشته باشیم ؟
آیا همین گونه می خواستیم کودکانمان را تربیت کنیم؟
در فیلم های خارجی همه ی فرهنگ و اعتقادات دینی مان یا هجو می شود و یا کلا آموزه هایی در تضاد با آنان نمایش داده می شود و ان قدر در فیلم های مختلف تکرار می شود که همه نسبت به آن بی تفاوت می شویم .
در سریال ها و فیلم های داخلی هم وضع آن چنان بهتر نیست . گذشته از موضوعات تکراری شان ، نحوه ساخت سریال ها هم به وضوح نشان می دهد که هدف فقط پر کردن آنتن بوده و بعد گزارش رد کردن مسئولین سیما که ما فلان ساعت برنامه ساخته ایم برای عید .
تاثیر برنامه های این چنینی تلویزیون را هم می توان به راحتی دید . آن قدر بی تفاوت شده ایم که می نشینیم و می خنیدیم به هر چه که نشان دهند . هر چه می خواهد باشد!!!
.
.
.

پ.ن


۱.کاش این تعطیلات زودتر تمام شود .
از بس طولانی بوده برایم ،دانشجوی خوبی شده ام و قصد خریدن کتاب های درسی ام را دارم !

۲. این چند مطلب را بخوانید نکات قابل توجهی را مطرح کرده اند .

اقای ضرغامی این ساده لوحی است یا...  روزنامه دانشجویی

پاشنه ي آشيلي به نام اسفندیار رحیم مشایی   کافه اندیشه

فيلم فراتر از فتنه در پاسخ به فتنه هلند ساخته مي‌شود  خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط آرام در یکشنبه 11 فروردین1387 و ساعت 12:48 |