بسم الله الرحمن الرحيم .

عادت کرده ايم که هرازگاهي بر روي يک مسئله دقيق شويم . نگاه ها به آن سمت بچرخد ، کلي هياهو شود ، سخنراني و مصاحبه و خبر و راهپيمايي و ...
در انتها يک طرح آبکي و در اصل براي از سر باز کردن قضيه مطرح شود و تمام !
مسئله حجاب و بد حجابي هم از همين دست مسائل است. چند سالي است که روال بالا طي مي شود و آخر سر با گشت ارشاد و ايجاد يک لجاجت و بدبيني در برخي مردم به اتمام مي رسد .
و ما وقتي در برابر اين سوال که پس از سي سال چرا هنوز درگير مسئله حجاب هستيم ،روبه رو مي شويم ، چه بايد بگوييم؟
اما مشکل اصلي اين بد حجابي ها و گاهي بي حجابي ها در کجاست؟
همه شنيده ايم و مي دانيم که تا فکر فرد عوض نشود ، ظاهر و لباس اش تغيير نخواهد کرد . فکر ها به شدت تغيير کرده است . سال هاست که آرام آرام نقطه ثقل بينش مردم از دين و اسلام به سمت فرديت و ليبراليسم تغيير يافته است .
پس از پيروزي انقلاب ،حجاب به عنوان يکي از شاخصه هاي انقلاب ، ارزشي معنوي و ملي داشت و بدحجابي ضد ارزش بود و توهين به عرف و دين مردم .
در گير و دار سال هاي سخت پس از انقلاب ، کم کم موج هايي فرهنگي ، شکل گرفت و بي سر و صدا ، دست به جابه جايي ارزش هاو ضد ارزش ها زد .
تنها صدايي که ، اين موج فرهنگي را فرياد زد ، صداي رهبر عزيز و مظلوم مان بود، که از شبيخون فرهنگي مي گفت که مسئولين باوري به آن نداشتند و مردم نظاره گر بودند .
اينک پس از سال ها از شروع اين حرکت آرام و خزنده ، آن چنان فکر هاي نسل جوان ما تغيير کرده است که همه چيز را با عينک فرديت مي بينند . و در پاسخ به رعايت حجاب و يا در اعتراض به طرح هاي دولتي و غيره ...مي گويند : حجاب امري شخصي است و شايد من دوست نداشته باشم آن را رعايت کنم . به چه حقي ! مي خواهيد مرا مجبور کنيد؟!
دين در کجاي اين استدلال است؟
گاه احساس مي کنم وقتي با برخي جوانان از حلال و حرام خداوند و حدود دين مي گوييم ، در نظرشان امري بي معني است و با تمسخر جوابي مي دهند يا نگاهي و لبخندي و ...
چه کسي بايد به فکر اين وضع باشد؟

مسلما در درجه اول ، خانواده ها .خانواده هايي که مسئوليت تربيت فرزندانشان را به مهد کودک ها و مدرسه ها و اينترنت و ماهواره سپرده اند و در پي کسب درآمد بيشتر و تجمل بيشتر شب را از روز باز نمي شناسند .
خانواده هايي که مي خواهند فرزندشان با وضعيت روز جهان پيش برود ، زبان خارجي بداند ، تحصيل عاليه داشته باشد ،شيک پوش باشد و اگر خواست نمازي هم بخواند و روزه اي بگيرد ...
مي شود با قواعد ليبراليسم فکر کرد ، با اصول امانيسم زندگي کرد و دين دار خوبي هم بود؟ دين داري که اسلام حداکثري را قبول داشته باشد؟
در درجه دوم روحانيون که در تبيين دين و حوزه هاي مختلف آن کوتاهي کرده اند . روحانيوني که سعي کردند نقطه جمعي بين دين و دنياي متجدد بيابند و حاصل اش نسل سرگردان فعلي است .
و در نهايت مسئولين فرهنگي و سياسي کشور، که با در اختيار داشتن انبوه امکانات رسانه اي و ...نه تنها تلاشي در جهت نهادينه کردن تفکرات ديني و به خصوص حجاب اسلامي نکرده اند که خود از جمله مروجين فرهنگ غربي بوده اند . انبوه فيلم ها و سريال ها و داستان يي که در آنها زن چادري ، فقير ، بد بخت ، کلفت و يا نهايتا دختري سرکش و لجوج است ، گواه صدق اين ادعاست .
حتي بدتر از اين ها طرح هايي است که براي چادرهاي جديد مي دهند و سعي دارند ، مثلا ترويج حجاب ! کنند . موفقيت اين طرح ها را مي توان از ميران استقبال !! دختران و زنان از اين چادرهاي نوظهور به خوبي درک کرد .
مشکل حجاب ريشه هاي عميقي دارد، ريشه هايي در باورها و افکار مردم ، که مسولين فرهنگي و سياسي کشور مي خواهند با درماني موقتي ، سطحي و البته بي فايده از زير بار مسئوليت آن شانه خالي کنند .
حالا به این مسائل اگر تشویق های برخی گروه های مثلا داخلی و سیاسی را برای بی حجابی هم اضافه کنیم ،نور علی نور می شود ...
***
ترسم از اين است که امثال من ، در روزگاري نه چندان دور ، نتوانيم با چادر در اين اجتماع حضور داشته باشيم .
همان گونه که اينک براي يافتن شغلي مرتبط يا غير مرتبط با رشته تحصيلي مان بايد هفت خوان رستم را بگذارانيم و آخر سر هم از خير کار و فعاليت اجتماعي مناسب بگذريم ...
شاید بهتر آن است که تک تک ما ، تکليف مان را با دين و ميزان دين داري و نوع آن با خودمان روشن کنيم و بدانيم مي خواهيم چگونه و بر طبق کدام قواعد زندگي کنيم .
خودمان مسئوليت تربيت فرزندان مان را بر عهده بگيريم و به فکر حفظ چهارچوب ديني خانواده ي خود باشيم .
و البته امیدوار باشیم که طرح هایی برای تغییر بنیادی این اوضاع اجرا شود ...
پ.ن
این مطلب را در پاسخ به دعوت جنجال یک سکوت نوشته ام .
جنبش وبلاگی راز گل یاس